فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
115
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
هنگام نگهبانان به دستههاى هفت نفرى تقسيم مىشدند و در شهر به راه مىافتادند . به منظور تسهيل حركت نگهبانان در خيابانهاى تنگ ، شهر را نيز به هفت بخش تقسيم كرده بودند . هنگامى كه نگهبانان با دستهاى از دزدان مصادف مىشدند اين فرياد در شهر به گوش مىرسيد : « بيدار باشيد » . اين جمله علامتى بود كه به پدران و پسرهاى بزرگتر مىفهمانيد كه بايد مسلح شوند و با شتاب خود را به محل صدور اخطار برسانند . امروز صلح بر جلفا حكمفرماست ، گرچه نمىتوانيم كلمهء آبادى را هم به اين عبارت بيفزاييم ، ديگر از تهاجم و ظلمهاى گذشته خبرى نيست . جلفا مملو از آثار و يادگارهاى متنوع گذشته است . خيابانهاى جلفا ، مانند خيابانهاى كرمان ، پرپيچ و خم و داراى دو راهيهاى پيچاپيچ است . اين نوع كوچهها در مقابل حملات قبايل ، كه هر چند گاه يك بار جلفا را صحنهء تاخت و تاز خود قرار مىدادند ، مانعى محسوب مىگرديد . در بعضى از خانهها درهاى ورودى نيز به قدرى كوتاه است كه براى دخول يا بايد سر را خم كرد يا زانوها را . چون بعضى از افراد قبايل خوش نداشتند از اسبهاى خود به زير آيند اين ترتيب معمارى حركت مهاجمان را دشوارتر مىساخت . در جلفا و اصفهان در بعضى از منازل و باغها فوقالعاده شايان توجه است . لولاى اين درها را تخته سنگى وزين ، كه آن را بر روى محورى به حال موازنه نگاهداشته است ، تشكيل مىدهد . تقريبا در تمام اين درها سوراخى تعبيه شده كه ساكنان خانه مىتوانند ببينند كه ميهمان ايشان دوست است يا دشمنى خطرناك . اين عمل غالبا صاحبخانه را از كوشش پرحرارت براى باز كردن در بىنياز مىساخت . اين شهر به داشتن كليسايى بزرگ ، كه تحت حمايت شاه عباس بنا شده ، مباهات مىكند . قلمرو اسقف بزرگ ، كه سمت پيشوايى اين كليسا را بر عهده دارد ، تا هندوستان ادامه مىيابد . اين ساختمان داراى تزييناتى نيز هست و داخل آن با نقاشيهايى به سبك نقاشيهاى كليساهاى اروپا زينت يافته . مىگويند اين تزيينات توسط مسافرى از اهالى فلورانس تهيه شده است . موضوع اين تابلوهاى مايهء افسردگى و تأثر است ، ولى نقاش از روى سادگى و به طرزى مضحك سرنوشت دوزخيان را مجسم كرده . جوشانيدن در روغن و چرخ شكنجه و اشكلك « 1 » و كليهء روشهاى تابع ساختن جسم به روح به وسيلهء
--> ( 1 ) . « آلتى است از چوب كه لاى پنجه دزدان گذارند و فشار دهند تا از درد عاجز شوند و دزدى را بروز دهند . » ( لغتنامهء دهخدا )